اهالی شهرستان ورزقان ، آروزهای متعددی درزمینه های توسعه منطقه اشان داشتند که خیلی از آنها بدون تاسیس شهرستان هرگز تحققنمی یافت چرا که منطقه مذکور همزمان با کرج بخش شده بود و کرج هم که معلوم بود چقدراز همسالی خودش پیشی گرفته و به قله های پیشرفت و توسعه دست یافته بود و هم ا ینکهچقدر از همزاد خودش فاصله گرفته و ملعبه ای برای فرصت طلبان شده بود وانگهی یکیاز دردهای بی درمان منطقه این بود که بارها مورد تجزیه و پراکندگی قرار گرفته و پلیبرای بهروزی و ارتقاء سایر مناطق شده و عمق داغ محرومیتش روز به روز و سال به سالعمیقتر و عمیقتر میگردید هر که هم صحبت از تغییر وضعیتش می کرد مردم باور نداشته وبی تفاوت از کنارش می گذشتند چون بعد از انقلاب سه بخش خواجه ، خاروانا، سیه رودازتجزیه منطقه تشکیل یافته و چندین روستا هم به بخشهای همسایه متصل گشته بود درکنار مردم نشستن همان و باز شدن باب گلایه ها و ناراحتی ها هم همان و هیچ مسئولی همپاسخگوی صحیح این مطالبات نبوده است و اگر هم پیگیری هایی میشد از روی رفع تکلیف وکسب آرامش مردم بود تا اینکه انتخابات دوره پنجم با پیروزی اصلاحات در میان دورهای، فاز و مرحله جدیدی را پیش روی مردم و مسئولین قرار داد تقریبا" مردم کمی باورکردند که شاید به جای تعویض مدیران و آبدارچی ها و غیره اینبار فکری هم به حالشانبکنند و لذا سطح مطالبات مردم و توقعات بجایشان بالاتر گرفت و از مسئولین درخواستخودشان را بجد پیگیری نمودند اینجانب در دوره پنجم در این رابطه تلاشهای شبانهروزی انجام و به حضور رئیس جمهور وقت آقای هاشمی رفسنجانی رسیده و دستور لازم را بهوزارت کشور اخذ و همگام با مردم ، تلاش وافری را انجام دادم و وزیر کشور وقت همدستور اقدام مساعد را صادر ولی به علت اتمام دوره آقای هاشمی عملا" کاری انجامنگرفت و به قول معروف بازی به وقت اضافی کشیده شد یادم نمی رود اواخر دوره پنجمبود که مردم پیگیر چرایی امور از بنده و استاندار وقت بودند و بازهم وعده هایامیدوار کننده مسئولین انتظار آنان را طولانی تر میکرد انتخابات دوره ششم برگزارگردید و بنده بازهم و با قاطعیت آرای مردم، انتخاب شدم بعد از پایان انتخابات، سوءتفاهمی هم در شهر ورزقان به وجود آمد که تا مدتی تداوم یافت بنده دیگر فرصت راغنیمت شمرده و از اعتباری که در دوران اصلاحات نسبت به انتخاب مردم شریف بدست آوردهبودم استفاده کرده و حلقه پیگیری ها را تنگتر و تنگتر کردم دیدارهای مختلف باکابینه دولت ،هماهنگی با استانداران وقت و نهایتا" دو دیدار موثر با ریاست دولتاصلاحات در این راستا مثمر ثمر واقع گردید و آخرین دیدار با وزیر کشوروقت آقایموسوی لاری تمام کننده بحث طولانی پروسه پیگیری پرونده تاسیس شهرستان ورزقان بود کهبه اتفاق جمعی از نمایندگان انجام گرفت لازم به یادآوری است که در این راستا بیشاز 50 دیدار موثر ملی و استانی، بیش از 300 فقره پیگیری تلفنی و بیش از 147 فقرهمکاتبه مستقیم با مسئولین انجام گرفت تا اینکه این پرونده قطور جهت طی مراحل اداریبه کمیسیون مربوطه در هیات دولت ارسال گردید با توجه به کم رنگ بودن روابط فیمابین در شهر ورزقان من در این مدت تلاشم را صدچندان کرده بودم تا باب آشتی با یکهدیه مناسب و در شان مردم شهرستان باز شود و لذا دوستانی که ارتباط مستقیم با مسئلهداشتند و از اوضاع کمی باخبر بودند مرا در این جهت تشویق و یاری می کردند اوضاعپیچیده تر بود از طرفی عده ای از اهالی از این مسئله راضی نبودند و از طرق مختلف همنمک بر زخمها پاشیده میشد و از طرف دیگر عده ای نیز مسئله را غیرممکن می دانستند ولذا آتشی کاملا" زیر خاکستر بوده ودر منطقه هر آن احتمال ناآرامی می رفت تابستان 1380 تکلیف شهرستان روشن شده بود ولی کسی جرات اعلامش را نداشتاستاندار وقت استان با احتیاط ، جوانب امر را بررسی می کرد و برای تعیین فرماندارشبرنامه ریزی مینمود مشکل حالا دو چندان هم شده بود چرا که نام ارسباران که قبل ازانقلاب اسلامی برای حذف نام قره داغ به خورد ملت شریف داده شده بود، تنش زا شده وحساسیت را صد چندان کرده بود و همسایگان ما هم شدیدا" معترض بودند بدون اینکه بهکنه مسئله پی برده باشند و من هم که اصلا" موافق آن نبودم (لازم به توضیح است کهنام مربوطه از طریق استانداری وقت پیشنهاد شده بود) بصورت کتبی از وزارت کشوردرخواست تغییر نام ارسباران را داشتم و مسئله هم برای من و مردم خاتمه یافته بودچون که مردم پیگیر شهرستان بودند نه اسم خاص که خوشبختانه با پیگیریهای استانداری وبنده این مشکل هم بعد از افتتاح فرمانداری، حل گردید و نام تاریخی ورزقان با تمامیاعضای خانواده اش و مفاهیم مربوطه اش ،حفظ گردید جلسات مختلفی با مسئولین ذیربطجهت کسب آمادگی در بین مردم و مسئولین برگزار شد و اولین فرماندار شهرستانارسباران(نامی که قبل از انقلاب اسلامی برای زدودن کلمه تاریخی قره داغ از دیارمانانتخاب گردیده بود ) یعنی ورزقان به نام صابر اسماعیل اقدم منصوب شد که نظراتمختلفی را هم به دنبال داشت و در مجموع به علت بومی بودن ایشان مورد استقبال عمومقرار گرفت یواش یواش ما به فکر برنامه ریزی برای افتتاح افتاده و با تنی چند ازاهالی منطقه تبادل افکار کرده و حدود یک ماه مانده به روز موعود که در زمستان همواقع شده بودیم مقرر شد جلسه ای در شهر ورزقان تشکیل و از چگونگی موضوع حضار و بهدنبال آن شهروندان عزیز را که بی صبرانه انتظار می کشیدند آگاه سازیم جلسه ایدر منزل آقای هوشنگ نصیرپور تشکیل گردید که اغلب ریش سفیدان و معتمدان شهر و ازجمله گلایه مندان هم حضور داشتند ما حدودا" یک سال بود که بعد از انتخابات با اکثرآقایان دیداری نداشتیم من با احتیاط در جمع حضار وارد و به شدت و با صمییت هرچهتمامتر مورد محبت و تشویق آقایان مدعوین قرار گرفتم که برایم بسیار شیرین و خاطرهانگیز است وقتی دوستان قطعیت تاسیس شهرستان را شنیدند فرق شعار و عمل را تمیز دادهواغلب متاثر شده و صلوات فرستادند و اشک شوق از چشمان آنها جاری شد و همدیگر را درآغوش فشرده و بر اجرای دقیق برنامه های شادی آفرین در روز افتتاح تاکید کردند محبتبیش از حد مردم سرمای استخوان سوز ورزقان را بی اثر کرده بود و شهرستان شدن در واقعهویت ملی اهالی منطقه را بعد از سالیان سال بر خودشان برگردانده بود که بسیار بااهمیت و قابل تامل بود جلسه ای نیز در استانداری تشکیل و بر آمادگی عام مردمتاکید گردید و این جلسات روز به روز اضافه تر برقرار و بر اهمیت موضوع می افزوداهالی شریف ورزقان زمینی را نیز برای احداث ساختمان فرمانداری در اختیار مسئولینقرار دادند که بسیار اسقبال خوبی شد
روز موعود 11/10/1380
بر اساسآمادگی های قبلی ساعت هفت صبح در یک هوای برفی زمستانی همراه با آقای دکتر سبحانالهی استاندار و دکتر عابدی معاون سیاسی وقت که هر دو در این راستا زحمات زیادی رامتحمل شده بودند راهی ورزقان شده و بحثهای زیادی در رابطه با آینده شهرستان داشته وبه نزدیکی روستای میرزا علی کندی رسیدیم و ناگاه جاده و منطقه برفی روستا را پر ازانسانهای منتظر علاقمند یافتیم که با مفروش کردن راه و مزارع پوشیده از برف بازیراندازهای رنگارنگ، ساعتها منتظر عزیمت هیات بودند برای تکریم اهالی توقف نموده وپیاده شدیم اهالی هیات را چون نگینی در میان گرفته و تاسیس شهرستان را تبریک گفته واحداث پل روستا را از استاندار در خواست کردند و آقای استاندار هم قولی دادند کهبعدا" با مشکل مواجه شد ولی ما با دوستان مسئله را حل کردیم بعد از ذبح قربانی گاوراهی ورزقان شدیم که از سه راهی اهر به ورزقان دیگر به علت استقبال پرشور و بیش ازحد مردم که از تمامی قشرها حضور داشتند ،از ماشین پیاده شده و در جمع گرم و سبزاهالی به سوی محل مراسم که در ورزشگاه شهر پیش بینی شده بود حرکت کردیم به قدریحضور مردم فشرده بود که امکان حرکت به سهولت انجام نمی شد از روستاهای دور و نزدیکاز منطقه خاروانا از شهرهای همجوار و از هر جایی که ممکن شده بود اهالی آمده وجمعشان را سبزتر و گرمتر از آن کرده بودند که کمتر احتمالش می رفت تاقهای مختلف درسطح شهر بسته شده و تزیین یافته بود و اغلب خیابانها را فرش انداخته و چراغانی کردهو مراسم مختلفی را در اقصی نقاط شهر بر پا کرده بودند عاشقان محلی در گروهای مختلفمشغول سرود خوانی بوده و ریش سفیدان و جوانان در دسته های متعدد مشغول مسابقه اسبدوانی شده و نظر حضار را به خودشان جلب کرده بودند خلاصه در همه محلات ،خانه ها ،رستورانها ، قهوه خانه ها، مساجد ،کوچه ها و خیابانها مراسم ویژه دایر شده و مردمرا مشغول کرده بودند با هدایت راهنمایان ازمیان انبوه مردم با سلام و صلوات و ازمسیر ویژه به طرف سالن هدایت شدیم علی رغم اینکه بیرون مملو از جمعیت بود داخل سالنهم به اندازه نوک سوزن جای خالی نداشت مسیر تا جایگاه به سختی طی شده و در جمع مردممشتاق و قدرشناس آرام گرفتیم شعارها پی در پی فضا را می شکافت وآن ناله ای بود کهاز چندین سال پیش در دلهای مردمان منطقه لانه کرده بود وآنروز به صور مختلفخودنمایی می کرد مجری برنامه بارها از مردم اجازه شروع برنامه را خواسته بلاخرهبا تلاوتی چند از آیات قران مجید و سرود کشورمان برنامه ها شروع شد آن روزبرایم هرگز مانندی نخواهد داشت چرا که شادی واقعی مردم را در چهره های همه آنهارویت و لمس می نمودم و آن یک دموکراسی واقعی بود با تشویق جانانه مردم در پشتتریبون قرار گرفتم اشک شوق اجازه صحبتم نمی داد و مردم دوست داشتند که نماینده شانباز هم از شهرستان شدن شهرشان و دیارشان بگوید و من هم چند دقیقه ای وقت آنان راگرفته و خواسته های مردم را بار دیگر به استحضار استاندار و سایر مسئولینرساندم و بعد اولین فرماندار پشت تریبون قرار گرفت و برمردم صحبت کرد و سپسفرماندار وقت اهر و بعد استاندار در جمع حضار سخنرانی نمودند و از آینده امیدوارکننده منقطه صحبت کردند و مراسم بیاد ماندنی منطقه و در واقع شهرستان ورزقان در آنروز خاتمه یافت اما موقعیت جدید منطقه تازه جا برای خود باز کرده و متولاد شده و درجمع 19 شهرستان استان قرار گرفت و ورزقان به درجه شهرستانی ارتقاء یافت همهکدورت ها و همه گلایه ها با این اقدام دولت اصلاحات و نظر مثبت شخص آقای خاتمی ازبین رفت البته منکر حرکات تازه تر نیستم مردم همدیگر را در آغوش کشیدند و ولادت اینمولود ارزشمند را تبریک گفتند و بگذریم که بعضی از همسایه های ما که از شرکای ناتنیما در منطقه بودند ناراحت شده و مسیرشان را عوض کردند و موضوع را از فرط ناراحتی بهمطبوعات کشانده وپرچم ناسازگاری را علم کرده و هنوز هم ارادات ما را، از صمیم قلبپذیرش ندارند البته من محترمشان می شمرم ولی نماینده ورزقان بودم و جز این ،وجدانمرا آرام و قانع نمی کرد و حق مردم هم همین بود که سالیان سال نادیده انگاشته شده ومردم مناطق ورزقان و خاروانا را سرگردان و آواره کرده بودند و نتیجتا" غبار محرومیتبر چهره های گولگون و زیباروی مناطق نشسته و سایه انداخته بود که تاسیس شهرستان،چون دستمالی حریری این چهره ها را پاکاند و با نوازشهای بهاری و چون نسیمی ملایم وروح افزا، زلفهای آشفته سرزمین قره داغ را شانه زده و معمای گیسوان به هم ریختهمحبوب اهالی را باز گشود و طلسمها شکسته شدند که بگذریم ما با استاندار راهیسونگون ورزقان(از آن تاریخ) شدیم و آقای استاندار هم راهنمائیهایی را برای دوستانداشتند در همان مسافرت سنگ بنای آموزشکده صنعتی سهند ورزقان گذاشته شد و بعدا" ببارنشست ما از سونگون برگشته و شهرستان ورزقان را به مقصد تبریز ترک گفتیم ولی شهرستاناین مهمان تازه وارد با ورزقانی ها هم آغوش شد و او برای درمان دردهای مردم آمدهبود و باید هم در آنجا می ماند این روز،دیگر در تاریخ ورزقان تکرار نخواهد شدبدین خاطر هم خیلی برای ما عزیز و بزرگوار است ایکاش همه ساله سالگرد این روز بزرگگرفته شود و نسل به نسل و سینه به سینه تاریخچه پر فراز و نشیب آن منتقل گردد آلانبخشی از دردهای بسیار مزمن منطقه درمان شده و این یعنی بازگشت عظمت والای شهرستانورزقان به خودش مزایایی چند از شهرستان شدن ورزقان: 1- استقلال بودجهریزی 2- استقلال ادارات و نهادها 3- تثبیت و رونق بخشیدن به منابع اقتصادی درمنطقه از جمله معدن بزرگ مس سونگون 4- استقلال فرهنگی و هویتی 5- تاسیس مراکزآموزش عالی 6- شروع مطالعات و اقدامات زیربنایی از جمله سدها و راهها و 7- برقراری ارتباط مستقیم اداری ،سیاسی با مراکز استان و کشور 8- شروعمبارزه جدی با محرومیت زدایی 9- تاسیس مراکز مختلف خدماتی ،رفاهی وبهداشتی
اینک چندین سال از آن روزگار سپری شده است ولی هنوز هم شیرینی مراسممذکور و شادیهای مردم هرگز از خاطره ها پاک نشده و فراموش نخواهد شد افسوس کهگذشتگان با آرزوهای خود در خاک سرد و بی عاطفه آرمیدند و ایکاش سر از خاک بر میداشتند و این روزهای منطقه را رویت می کردند که هم جای آنها خالی است و هم جایشهدا در این قسمت از مطلب بر خود وظیفه می دانم که از همه دست اندرکاران از جملهمجموعه دولت اصلاحات و روحانیت آگاه و فعال و همه اقشار مختلف منطقه که در پیگیریها,اینجانب را یاری کردند تشکر و قدردانی نموده و تاسیس شهرستان ورزقان را بر ارواحپاک شهدای منطقه و بزرگان تاریخ ساز و علمای اعلام سابق از جمله ستارخان و علامهجعفری و ... تقدیم نمایم و خاضعانه از مسئولان درخواست کنم که ورزقان را آنطورکه در شاءنش هست مورد عنایت قرار دهند واقعا" به سادگی و سهولت به این مرحله نرسیدهاست بلکه هزاران نفر ساعت از بهترین اوقات مردم و مدیران کشور در دولت اصلاحات ،صرفاین موضوع شده است و مردم باید روز به روز اثرات این ارتقاء را لمس کرده و برایماندن در وطنشان برنامه داشته و به آینده امیدوارتر باشند