ائوز سایتینیزه خوش گلیب سینیز

امروز : 24/8/1397
 
 
 
æÈ ÓÇیÊ ÔÎÕی ϘÊÑ Úáی  ǘÈÑ ÒÇÏå
 
 
نطفه دموکراسی و جامعه مدنی در آذربایجان بسته شده است.(سید محمد خاتمی) 

 
پیوندهای روزانه
اعتراض سوم

 

حدود ساعت 50/14 امروز بعد از ظهر بود که از فرمانداری تبریز زنگ زده و گفتند نظر شورای نگهبان رسیده و شما می توانید تا سه روز دیگر اعتراض کنید.

صرف نظر از اینکه نظر شورای نگهبان بایستی سوم اسفند ماه به ما ابلاغ می شد و از طرف دیگر  بنده ،حق اعتراض نداشتم ولی  همانروز ساعت 18 بعد از ظهر نامه اعمال را دریافت کردم که اشاره ای هم به داشتن حق اعتراض نشده بود.

هفتم اسفند ماه اعتراضیه ای حاضر و در 8/12/86 با یکی دیگر از دوستان عازم تهران شده و یک سره به آدرس اعلامی رفتیم و آنجا مشخص شد که دفتر مذکور بسته شده و به مقر اصلی شورا بایستی برگردیم.ساعت 30/10 به جنب مجلس قبلی رفته و به جمع سایر مراجعین بلاتکلیف پیوسته و از کم و کیف موضوع پرس و جو کرده و متوجه شدیم که احدی از شورا برای پاسخگویی در دکه محل گماشته نشده است.

توجه ما را حضور چند نفر روحانی ملبس رد صلاحیت شده نیزجلب می کرد و بین خودمان می گفتیم که جایی که روحانیان رد شوند فاتحه ما خوانده شده است.خانمی ظاهرا" از استان اردبیل آمده بود و سر و صدای بیشتری هم راه انداخته و سعی در جلب توجه حضار و پاسداران محل داشت و از حاضرین مدام به اعتراض دعوت می کرد که البته کسی هم نبود که اعتراض را بشنود.

با توجه به اوضاع پیش آمده،متن اعتراضیه را عوض کرده و منتظر آمدن نماینده شورا شدیم ولی به علت محدودیت وقت،یکباره دوستی یادم افتاد که شاید ایشان می توانست در تحویل اعتراض کمکمان کند و به او زنگ زده و کمک خواستم او هم اسم کسی را از شورا دادند و گفتند که به او زنگ بزنید و ...که من نه شماره دوست ایشان را داشتم و نه از ایشان چنین انتظاری.مجددا" با دوستم تماس گرفتم و ایشان دیگر پاسخی ندادند.

سناریوی جالبی بود ما هرکه بودیم اغلب از کارکنان دولت و از نظر تجربه و علمی در سطوح خاصی قرار داشتیم و آن برخورد هرگز در شان دوستان نبود و این را هم باید بگویم که عده ای از داخل بیرون می آمدند که گاها" سابقه آشنایی داشتیم ولی بیچاره ها وقتی ما را در صف معترضین می دیدند جرات نمی کردند که آشنایی داده و از موضوع مطلع شوند.

تقریبا" ما شبیه مجرمانی بودیم که حتی رسیدگی کننده هم یا جرات دیدار و رفع حاجت نداشت و یا اینکه می گفتند که اجرشان است باید بکشندو یادم افتاد روزهایی که در همان محل مشکل مراجعین مختلف را به نوعی رفع و یا راهنمایی کرده بودم و هم اینک آنجا در صفی قرار گرفته بودم که کسی برای اخذ اعتراضم پیدا نمی شد و این رسم روزگار است و جالب اینکه ما هم چوب مخالفین نظام را می خوریم و هم مورد عتاب کسانی قرار می گیریم که اگر روزی خدای ناکرده با مشکل اساسی مواجه شوند شاید خانه ای امنتر از خانه ماها پیدا نخواهند کرد و اینش خیلی برایمان شکننده،زجرآور و اهانت آمیز بود.

این ماجرا هم هرچه بود در تاریخ 8/12/86  در تهران گذشت و خلاصه بعد از اعتراضات مختلف آقایی به داخل دکه مبارک وارد شده و اعلام نمود که اگر کسی نامه ای تحویل دهد رسیدی دریافت نخواهد کرد و باز سر و صداها بلند شد که به جایی هم نرسید و ما مجبور به گذاشتن اعتراضمان به روی میزی بلاصاحب شده و از دکه ده متر مربعی بیرون آمدیم و خیلی مواظب بوده و احتیاط می کردم که دیگر آشنایی ندیده باشم و بیش از این مورد آزار روحی و روانی واقع نشوم.

جمهوری اسلامی خیلی پدیده خوش شانسی است ما مردم،علی رغم این همه بی اعتنایی،کم لطفی،برخورد توهین آمیز و ... هنوز هم سعی در حمایت از آن داشته و خودمان را از مجموعه آن می دانیم ولی نمی دانم آنهایی که به ما از رافت اسلامی و احترام و غیره گفته اند چگونه پاسخ این همه نامهربانی ها را خواهند داد؟

ما که اصلا" یادمان رفته بود که باید نامه از فرمانداری بگیریم و اعتراض مجدد کنیم و...  آقایان ما را به مسئله ،حساس نموده و به تهران فرستادند ما که هنوز داغ بیدینی که بر دلمان زده بودند فراموشمان نشده بود و مجددا" گسیل داشتن به تهران و با اینگونه برخوردها مواجه کردن دیگر لازم نبود.خدایا شاهد باش که خود از احوال ما با خبری و اقلا" تو می دانی که با ما چگونه برخورد می کنند و چرا این برخورد ها انجام می گیرد؟.

من که در حکومت قبل از انقلاب،کاره ای نبوده ام و بهترین اوقات عمرم را در این نظام سپری کرده و هرچه داشته ام بر طبق اخلاص نهاده بودم و فقط آبرویم برایم باقی مانده بود که با آن هم این طوری بازی کردند.

امروز به من و عده ای از دوستان اتهام نداشتن اعتقاد به اسلام زده اند که این خیلی برایم سنگین است و هرگز مدعی را در پیشگاه خداوند متعال عفو نخواهم کرد و از خداوند سبحان برای تثبیت این اراده استعانت خواسته و از محضرشان استدعا دارم که کسانی را که بر سر مسایل سیاسی،باعث خدشه دار شدن آبروی دیگران می شوند نبخشاید. چرا که عدم اعتقاد به حکومت با عدم اعتقاد با دین فرق دارد اعتقاد به حکومت بسته به نحوه برخورد حاکمان با مردم است ولی اعتقاد به اسلام مستقیما" به خدا ارتباط داشته و احدی حق دخالت در اعتقادات مردم را ندارد.

هرچه بود گذشت و تا سالهای دیگر با کاندیداتوری مجلس خداحافظی کرده و به بیش از دویست و بیست نماینده از حالا انتخاب شده وسیله افرادی که دم از قانون می زنند احترام می گذاریم و به بقیه هم که شاید با اندک درد سر و مشکلات به مجلس راه خواهند یافت آرزوی توفیق داریم.

بدین طریق از همه دوستان مشتاق توسعه همه جانبه کشور به ویژه مردم شریف آدربایجان تشکر و قدردانی می نمایم.

                                                                 پنجشنبه 9/12/1386

بازگشت به ليست
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دکتر علی اکبرزاده میباشد