ائوز سایتینیزه خوش گلیب سینیز

امروز : 24/8/1397
 
 
 
æÈ ÓÇیÊ ÔÎÕی ϘÊÑ Úáی  ǘÈÑ ÒÇÏå
 
 
نطفه دموکراسی و جامعه مدنی در آذربایجان بسته شده است.(سید محمد خاتمی) 

 
پیوندهای روزانه
از 49 تا دهه مبارک فجر 1386

من از دهمان سال 1349 به تبریز آمدم و این دوری از زادگاهم صرفا" برای ادامه تحصیل بود در آن زمان مسایل سیاسیی که از طریق رادیو به اطلاع اندک مردم باسواد می رسید از اقصی نقاط جهان بوده و گویا که در کشور ایران همه چیز بر وفق مراد تعریف و تلقی می شد مردم دور افتاده مثل بعضی از سایر نقاط کشور حمایت های غرب از ایران را یک نوع افتخار و فخر می دانستند و از مواضع آگاهان و مخالفین هیات حاکمه چندان آگاهی نداشتند در شب نشینی ها و رفت و آمدهای محلی که زیاد هم تحت کنترل گزمه های رژیم قرار نمی گرفت حرف و حدیث زیاد نگران کننده شنیده نمی شد و مردم علی رغم نبود امکانات ارتباطی، رفاهی، بهداشتی، آموزشی و ...  با مشکلات می ساختند و با محرومیت ها کنار می آمدند هر مشکلی که بوجود می آمد مصلحت الهی دانسته و چندان متاثر از وقوع آن نمی شدند و به همدیگر صبر و شکیبایی آرزو می کردند.
وقتی آنجا بودم فکر می کردم که همه جا همین طور است و شهر ها و دهات دیگر نیز مثل ده ما هستند ولی وقتی بعد از سه روز طی مسیر با پای پیاده وارد تبریز شدم آن جا را شهر بسیار بزرگ و جالب یافتم و باور کردم که چقدر در مقایسه سایر نقاط با دهمان دچار اشتباه شده ام.
نقاط اشغال شده مغز من که بسیار اندک بود ظرفیت و حجم خودش را به ناچار توسعه داد و مرا با فرهنگ نو و تحولات جدید فارغ از تفکر قبلیم  آشنا ساخت تازه اول کار بود رادیوی ده ما جایش را به انواع  مختلف وسایل ارتباط جمعی داده بود روزنامه، تلویزیون، سینما که آن زمان حرام بود، باشگاه ها، کلوپ ها، دستجات عزاداری و غیره دیگر آن تک صدایی رادیوی اندریای ده ما را  نداشت مساجد پر رونق بود و از اغلب نقاط بوی مذهب بسیار معطر و دلپذیر به مشام می رسید. روحانیون اعتبار خاص خودشان را داشتند و مردم اعتماد بیشتری به آن قشر می کردند روحانیون  سمبل مقاومت در برابر زور و دانشگاهیان سمبل آگاهی و مدرنیته تلقی می شدند و مردم با توجهات و عنایات ویژه از آنان یاد می نمودند.
وارد دبیرستان شده و تحصیل را شروع کردیم همه چیز در درس و مشق خلاصه می شد و گه گاهی با حوزه های علمیه و دانشگاه تبریز ارتباط داشتیم. از بزرگان نیز عده ای بودند که بعدا" به علل مختلف کوچک شمرده شدند که آنها هم در مخالفت با رژیم گذشته نقش مناسبی داشتند.
یادمان نرود زمان،قبل از انقلاب بود ولی تبریز شهری بود که بوی بعد از انقلاب نسبت به شعارهای اوایل انقلاب را می داد خانواده های تبریزی هرگز تسلیم محض اهداف رژیم نشده بودند حتی خانم هایی که روسری و چادر هم نداشتند ولی آبروی یک مسلمان واقعی را یدک می کشیدند مردم از حکومت ناراضی بودند ولی از تربیت فرزندانشان زیاد نگران نبودند چرا که جامعه تبریز دارای مشخصه های یک فضای معطر و توام با رایحه دلنواز بود ولو اینکه رژیم برای ایجاد انحراف در جامعه تلاش می کرد مردم چنان فضای صمیمی، با صداقت و روحانی بوجود آورده بودند که از جسارت رژیم نسبت به مقدسات کاسته می شد. حکومت قادر به مهار دستجات مذهبی نبود و این روحیات مردم را آماده مقابله با مزدوران رژیم ساخته و دولت مردان همیشه از این بابت نگران و آشفته خاطر بودند.
من و همکلاسی هایم اغلب در مساجد و تکایا حضور یافته و هماهنگ با مردم آرام  آرام وارد فضائی می شدیم که حماقت های نظام سابق در به بارآمدن آن سهم اساسی داشت و پیش قراولان مخالفت با رژیم هم هوشیارانه از آن حماقت ها و ناشی گری های آنها بهره می جستند تا اینکه واقعه دانشگاه تبریز همزمان با شهادت فرزند امام راحل  به وجود آمد و روزنه ای برای قیام مردم در مقابل خودکامگی حکومت  ایجاد شد و این واقعه نادر در آذربایجان یکی از درخشنده ترین مواضعی بود که دانشجویان دانشگاه تبریز از خود به یادگار نهادند یادم هست اولین شعاری که در دانشگاه تبریز در مقابل سینمای دانشگاه داده شد این بود: قم، تبریز، فلسطین و مرگ بر شاه و با این شعارها نطفه انقلاب در محیط و فضای دانشگاه  بسته شد و ناچارا" رژیم به عدم مقبولیت خود پی برده و مجبور به مقابله با دانشگاهیان و مردم گردید و حساسیت مامورین افزایش یافت و همین حساسیت ها بر هوشیاری پی در پی مردم افزود و پایه های رژیم را روز به روز لرزان تر ساخت.
قیام سهمناک و شاه شکن 29بهمن تبریز در سال1356، با اعتراض جدی دانشگاه تبریز که بذر انقلاب را در دانشگاه تبریزکاشته بود متفاوت شد و همکاری مردم، دانشگاه و حوزه چنان ضربه ای بر پیکر به ظاهر محکم رژیم وارد ساخت که هرگز فکرش را نمی کرد و از آن به بعد به دنبال پیداکردن عناوین عجیب و غریب برای انقلابیون در کشور شد و به دانشجویان عنوان مارکسیست های اسلامی و به سایرین هم عنوان بیگانه و خارجی  اطلاق و جمشید خان آموزگار را راهی تبریز قهرمان پرور نمود و آن بیچاره ناآشنا با واقعیت های آذربایجان عناوین مذکور را در جمع معدود مردمی که از نقاط مختلف شهرها و روستاها که همیشه مرسوم است جمع کرده بودند اعلام کرد حالا مثلا" من یکی که در قیام 29 بهمن تبریز حضور فعال داشتم مانده بودم که چطوری من آذربایجانی از آن سوی مرزها آمده ام و همه انقلابیون به تنگ آمده از انحصار خفقان آور شاه بدبخت و حرف نشنو هم بیشتر از من و سایرین مات شده بودند ولی قائله به آن سادگی هم تمام نشد و بگیر و به بند ها شروع و عرصه بر همه روشنفکران و آگاهان و همه اقشار فهیم آذربایجانی تنگتر گردید و این اشتباهات رژیم که متاسفانه در رژیمهای دیگر هم فراموش نمی شود تکرار شد و آنها انقلابیون را به تجزیه طلبی، کمونیست بودن و غیره متهم ساختند و همه هم دیدیم که وارد کردن اتهام مشکلی را حل نکرد که هیچ بلکه همه مردم را در مقابل حکومت تا دندان مسلح شاه بسیج نمود و نتیجه اش هم سقوط آن بود.
انقلاب باز هم با رهنمود های امام راحل از فرانسه شتاب بیشتر گرفت شاه که با دیدن رژه نیروهای گارد جاویدان بر تکبر و غرورش افزوده می شد و خودش را در مقابل ملت پاسخگو نمی دانست بار دیگر تدبیر، منطق و خرد را از دست داده و به امام و مردم  توهین نمود و آن شعر بی ربط را قرائت و حکومت بیمار خودش را نیمه جان ساخت.
نظرات دلنشین حضرت امام از نوفلو شاتو چون نسیم ملایم و روح بخش برآسمان غبار آلود ایران وزیدن گرفت و چون نم نم لطیف باران بر دلهای مردم خسته از حکومت خودکامه که بدون خواست مردم بر آنها فرمان می راند باریدن آغازید امام از امحای خیلی از بدعت ها سخن گفت از لغو سانسور، خالی کردن زندان ها، ممنوع کردن شکنجه، توسعه دانشگاها، حاکمیت مردم بر سرنوشت خود، پاسخگو بودن دولتمردان، استقلال و آزادی،... و استقرار جمهوری اسلامی که طی بیانیه ها و سخنرانی ها در بین مردم منتشر گردید و خلاصه آنچه که باید می شد اتفاق افتاد و شاهی که بر قوای قهریه و امریکا و اسراییل می نازید و خودش را حاکم مطلق می پنداشت و در انتخابات ریاست جمهوری امریکا ولخرجی می کرد (البته با کارتر نتوانست کنار بیاید) و خودش را ژاندارم منطقه می دانست ذلیلانه و گریه کنان از کشور فرار کرد و بختیار نگون بخت بر کرسی قدرت نشست ولی او هم اشتباهات پدر تاجدارش را تکرا نموده و خودش را مرغ طوفان معرفی و بر مخالفت خود با بازگشت امام راحل تاکید نمود او باید می دانست که مخالفت با ورود امام به ایران مخالفت با اراده مردمی است که حکومت دیکتاتوران قبلی، آنها را مجبور به قیام نموده بود ولی افسوس و صد افسوس که او هم از قدرت نامشروع و رو به زوالش بهره لازم و مورد درخواست مردم را نبرده و خودش را در مقابل عامه ملت قرار داد و از پاسداری منافع مردمی سخن گفت که همان مردم او را نمی خواستند در واقع مردم در طول سده های اخیر به دنبال فردپرستی نبودند نظر مردم شاید این بود که هرکجا و هر زمان شاهد به کرسی نشستن خواسته هایشان باشند و هر کس از آن خواسته ها دفاع کند آن را محترمانه دوست داشته و هدایت امور کشور را در زمان معین که به وسیله خود مردم مشخص و به وسیله رای خودشان بر عهده شخص مذکور یا هر شخص دیگر واگذار می شود طلب می کنند که بختیار بی بخت و دیگر نگون بختها در آن زمان هرگز آن شرایط را نداشتند یا اقلا" مردم بر ادعاهای آنها باور نمی کردند.
مردم بر بختیاران و شهریاران می گفتند و متذکر می شدند که آنها باید واهمه از پایمال شدن منافع مردم  داشته باشند نه از نادیده گرفته شدن حقوق حاکمیت اسراییل و امریکا.
مردم شریف ایران در فکر احقاق حقوق از دست رفته خود بودند نه فلان کشور دوست پادشاه و سایر درباریان. و این بود که بخت با شهریاران خود ساخته یار و همراه نشد که صد البته هیچوقت هم نخواهد شد و چنان شالوده نظام منحوس بر هم ریخت که جز فرار راهی بر زمامداران بیگانه از آرمانهای مردم  باقی نماند و امام(ره) علی رغم مخالفت نخست وزیر وقت، وارد کشور شده و در آغوش گرم و مهربان مردم آرام گرفتند و اغلب مردمی که آن روزها را دیده اند یقینا" فراموش نخواهند کرد.
امام (ره) در بهشت زهرا سخنرانی کرده و اهداف حکومت اسلامی را بر شمردند و (مشابه این جمله ها) فرمودند که نیاکان ما چه حقی داشتند که نسبت به سرنوشت ما تصمیم به گیرنداین مردم هستند که بایستی بر سرنوشت خویش حاکم باشند و فرمایشات آن بزرگوار، همگان را نویدی بود از مردم سالاری و حاکمیت دموکراسی و ماموریت سنگین آن عزیز با افزوده شدن کلمه اسلامی به ادامه جمهوریت نظام کشور تکمیل شد و جمهوری اسلامی یادگار ایشان از حدود 29 سال پیش است.
شایسته است که مردم ما عملا" از حاکمیت بر سرنوشت شان لذت ببرند مردم از همه ابزارها در گذشته استفاده کردند که دیگر ارکان نظام منحوس پادشاهی که منبعث از اراده ملت نبود بر سرنوشت آنان حاکم نباشد، حقوق مردم اولی تر از حقوق متحدان رژیم ستمگر گذشته باشد، ارتباط با سایر ملل دنیا که در فکر قلدری و زورگویی نیستند برقرار گردد، انتخاب دوستان خارجی صرفا" برای حفظ منافع ملی باشد، مردم ایران همگی چون یک روح در یک قالب نشو و نما داشته باشند و فرهنگ ها و ملیت های مختلف موجود در کشور محترم شمرده شوند، افراد صالح، کاردان و دلسوز از هر حزب و فکری که باشند در ساختن و اداره کشور ایفای نقش کنند، دولت ها در خدمت مردم باشند و حکومت چون لقمه ای لذیذ برای دولتمردان نباشد، چندصدایی و تنوع در اندیشه ها در قالب قوانین جاری و برای رونق بخشیدن به اهداف کلی و اصولی آحاد جامعه معمول و رایج گردد، ارکان اداره کننده کشور با رای مستقیم مردم برکرسی مدیریت ها جلوس و در صورت عدم توفیق با نظر و آرای آنان برکنار شوند، بر افزایش و تولید دانش و علوم مختلف ارزش و بها داده شود و از رونق گرفتن خرافات و بدعت های انحرافی جلوگیری گردد،همه در برابر قانون برابر باشند و دولتها به جای شانه خالی کردن از مسئولیت ها در برابر مردم و خدا پاسخگو باشند، لحظه به لحظه کشور را به سوی متعالی شدن هدایت و در یک کلام، تحکیم پایه های حاکمیت الهی در کشور از طریق آرای مردم باشد.
اینک که وارد سی و مین سال حیات جمهوری اسلامی ایران شده ایم انتظار داریم که رفته رفته دامنه پذیرش عموم مردم برای حضور  فعال در بخش های مختلف مدیریتی و عرصه های دیگر کشور گسترده تر شده و ایران را برای همه ایرانیان امن کنیم و اگر احدی از ما برای بهتر اداره کردن کشورمان دارای نظری است که هست اجازه ورود و حضور داده شود.
و امروز که بر گذشته های دور می نگرم هرگز باورم نمی شود که به روزگاری رسیده ایم که می توانیم برای اداره کشورمان ارائه طریق کنیم ولو اینکه نوبتی هم باشد و این مسئله بسیار با ارزشی است که همه ما مجوز ورود در مسایل مختلف کشوری را داشته باشیم که می خواهیم در آن زندگی کنیم.
یعنی بتوانیم نمایندگان قوه مقننه را از بین کاندیداهای مختلف انتخاب نمائیم و رئیس قوه مجریه را بدون دخالت سازمانها و افراد متنفذ و غیر مسئول برگزینیم.
امروز نباید شاهد رانده شدن عده ای از آغوش گرم خانواده انقلاب باشیم ما به جای ترد یاران قدیمی، بایستی به دنبال جذب دوستان جدید بوده و فضای مختلف کشور را مملو از نجواهای محبت آمیز همدیگر سازیم .
کشاندن حاکمیت به سوی جناح خاص سبب منزوی شدن سایر دلسوزان نظام شده و پرهیز از آن باعث افزایش وحدت، تعمیق صمیمیت، گرمی تنور سازندگی، تسریع در پیشرفت کشور و ناامیدی مخالفین خارجی خواهدگردید.
                                                         

                                                    دهه فجر انقلاب اسلامی مبارک باد.
                     

بازگشت به ليست
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دکتر علی اکبرزاده میباشد